چرا کلیسا صدها سال پسران جوان را برای حفظ صدای سوپرانو اخته می کرد؟
به گزارش باشگاه فوتبال بارسلونا، آلساندرو مورسکی (Alessandro Moreschi) خواننده اپرا و رهبر گروه کر کلیسای سیستین (Sistine Chapel) بود که به عنوان آخرین کاستراتو (Castrato) یا خواننده اخته شده در تاریخ موسیقی شناخته می گردد. سنت اخته کردن بچه ها پیش از بلوغ انجام می شد تا از تغییر صدای آن ها جلوگیری نموده و دامنه صوتی سوپرانو (Soprano) یا آلتو (Alto) را در وجودشان حفظ کند. از آنجا که حضور زنان در کر کلیسا ممنوع بود، این روش بیرحمانه چند قرن در اروپا رواج داشت تا اینکه در سال 1870 میلادی ممنوع شد.
مورسکی ملقب به فرشته رم (The Angel of Rome) تنها فرد در میان این گروه از خوانندگان بود که توانست صدای خود را در شرکت ضبط گرامافون (Gramophone & Typewriter Company) ثبت کند. این ضبط های صوتی که بین سال های 1902 تا 1904 میلادی در رم تهیه شدند، اگرچه کیفیت فنی پایینی دارند، اما تنها سند صوتی به جای مانده از شیوه آوازخوانی رایج در دوره باروک (Baroque) و کلاسیک به شمار می روند. این آثار پنجره ای منحصر به فرد به سوی سنتی منسوخ شده و تاریک در تاریخ موسیقی غرب هستند.
با وجود کیفیت خش دار این صفحات قدیمی، تکنیک تحریرها و کنترل نفس مورسکی صدایی عجیب و خیره نماینده را به نمایش می گذارد که با معیارهای شنیداری امروزی ما کاملاً فرق دارد. اما چه عواملی باعث شد که جامعه شناسی و کلیسای آن دوران دست به چنین اقدامی بزنند و چه بر سر هزاران کودکی آمد که هرگز به معروفیت نرسیدند؟ آنالیز دقیق تر زندگانی مورسکی زوایای تاریک این سنت خشن و رنج های جسمانی پنهان پشت این صداهای جاودانه را روشن خواهد نمود.
بستر تاریخی موسیقی اروپا و ممنوعیت حضور زنان در کلیسا
برای درک پدیده کاستراتو باید به ساختار اجتماعی و دینی اروپای قرن شانزدهم تا هجدهم میلادی نگاه کرد. در آن دوران طبق دستورات کلیسایی، زنان اجازه نداشتند در مراسم مذهبی و گروه کر آواز بخوانند. از سوی دیگر، آهنگسازان برای اجرای قطعات پیچیده پلی فونی (Polyphony) احتیاج به صداهای بسیار زیر و در عین حال پرقدرت داشتند. حجم ریه مردان در کنار تارهای صوتیِ دست نخورده دوران کودکی، ترکیبی بی نظیر از قدرت تنفسی و دامنه صوتی بالا ایجاد می کرد که بچه ها یا زنان توان فراوری کامل آن را نداشتند.
خانواده های فقیر به امید دستیابی به ثروت و معروفیت، پسران مستعد خود را سپردند تا تحت جراحی جنجالی اختگی (Castration) قرار گیرند. این روند وحشتناک هزاران پسر جوان را قربانی کرد، زیرا تنها درصد بسیار کوچکی از آن ها می توانستند به خوانندگان حرفه ای تبدیل شوند و در سالن های اپرا بدرخشند.
بیشتر این افراد دچار نقایص جسمانی دائم شده و در گمنامی زندگی را سپری کردند، در حالی که صنعت اپرا برای قرن ها بر پایه همین فداکاری های اجباری راسخ مانده بود. جالب اینجاست که سرکش ترین این خوانندگان، فارینلی (Farinelli) نام داشت که در قرن هجدهم چنان معروفیتی به دست آورد که پادشاه اسپانیا برای درمان افسردگی حاد خود، او را با دستمزدی افسانه ای استخدام کرد تا هر شب چهار قطعه ثابت را برایش بخواند؛ داستانی که نشان می دهد قدرت این صداها تا چه حد حاکمان اروپا را مسحور می کرد.
ویژگی های آناتومیک و تغییرات هورمونی در خوانندگان اخته شده
قطع فراوری تستوسترون (Testosterone) پیش از سن بلوغ، مسیر رشد طبیعی بدن را به کلی تغییر می داد. در این حالت، غضروف حنجره (Laryngeal Cartilage) رشد نمی کرد و تارهای صوتی کوتاه و نرم باقی می ماندند، اما استخوان های قفسه سینه و دنده ها مانند یک مرد بالغ رشد می یافتند. این مسئله باعث می شد که خواننده ظرفیت شش (Lung Capacity) فوق العاده ای پیدا کند و بتواند نت های بسیار طولانی را بدون احتیاج به نفس گیری سریع و با حجمی شگفت آور به اجرا درآورد.
عدم تعادل هورمونی باعث رشد بیش از حد استخوان های بلند در دست ها و پاها می شد و قد این خوانندگان را بلندتر از حد معمول می کرد.
این تغییرات فیزیکی اگرچه در ظاهر صوتی آن ها یک قدرت بی نظیر ایجاد می کرد، اما در سنین بالاتر مسائل تنفسی و ضعف های حرکتی زیادی برایشان به همراه داشت. مورسکی نیز در سال های انتهای فعالیت خود از خستگی مزمن و لرزش شدید هنگام اجرا رنج می برد که ناشی از همین اختلالات هورمونی طولانی مدت بود.
| ویژگی | خوانندگان کاستراتو (مانند مورسکی) | خوانندگان کنترتنور مدرن (Falsetto) |
|---|---|---|
| مکانیزم فراوری صدا | حنجره رشدنیافته بچه هاه با قفسه سینه مرد بالغ | حنجره کاملاً بالغ مردانه با استفاده از تکنیک سرصدا |
| منشأ فیزیکی | جراحی جراحی غیرانسانی پیش از بلوغ | آموزش تخصصی تکنیک های صوتی و تنفسی |
| توان تنفسی و حجم صدا | ظرفیت فوق العاده ریه و نت های بی نهایت طولانی | ظرفیت تنفسی استاندارد مردانه همراه با محدودیت های طبیعی |
فرآیند ضبط تاریخی صدای مورسکی در اوایل قرن بیستم
در اوایل دهه 1900 میلادی، تکنولوژی ضبط مکانیکی صدا تازه در حال شکل گیری بود و مهندسان صدای بریتانیایی به رم سفر کردند. آن ها تجهیزات ابتدایی شیپوری خود را در واتیکان مستقر کردند تا صدای آلساندرو مورسکی را بر روی دیسک های گرامافون (Gramophone Discs) ثبت نمایند. مورسکی در آن موقع رهبر کر کلیسای سیستین بود و با وجود افول نسبی کیفیت صوتی اش به علت کهولت سن، همچنان تنها یادگار زنده از دوران طلایی کاستراتوها به شمار می رفت.
جلسات ضبط برای مورسکی بسیار طاقت فرسا بود، زیرا او ناچار بود برای پر کردن ظرفیت شیپورهای قدیمی با تمام توان ریه اش آواز بخواند. گزارش های به جای مانده نشان می دهند که او در فواصل بین ضبط ها احتیاج به استراحت های طولانی داشت تا بر ضعف جسمانی خود غلبه کند. آثار به جا مانده شامل قطعات مذهبی مانند آوه ماریا (Ave Maria) هستند که با وجود تمامی صداهای زاید و خش دار، حس دراماتیک و شیوه تزئینات صوتی آن عصر را منعکس می نمایند.
تغییر ذائقه عمومی و ممنوعیت رسمی این سنت در ایتالیا
با ورود به عصر روشنگری و شروع قرن نوزدهم، افکار عمومی و تحولات فرهنگی جامعه اروپا به شدت علیه این سنت غیرانسانی موضع گرفتند. جنبش های انسانی و پیشرفت علم پزشکی باعث شد که جراحی های غیرضروری روی بچه ها نوعی جرم تلقی گردد. در سال 1870 میلادی دولت ایتالیا قانون ممنوعیت رسمی اخته سازی پسران را تصویب کرد و پاپ لئو سیزدهم (Pope Leo XIII) نیز استخدام خوانندگان تازه با این شرایط را در کلیسا ممنوع ساخت تا این دوران تاریک انتها یابد.
تغییر ذائقه موسیقایی مخاطبان نیز در نابودی این سبک نقش مهمی داشت، زیرا جامعه به سوی صداهای طبیعی تر مانند سوپرانوهای زن و تنورهای مرد تمایل پیدا کرد. اپراهای سبک ورسیمو (Verismo) دیگر احتیاجی به سبک های آوازی مصنوعی و تزئینات پیجیده دوره باروک نداشتند. مورسکی در واقع در میان دو عصر متفاوت گرفتار شده بود؛ جامعه ای که دیگر خریدار صدای او نبود و سنتی که در انقراض کامل قرار داشت.
چالش های بازسازی صوتی و تحلیل های فلوتاسیون صوتی مدرن
امروزه محققان موسیقی شناسی (Musicology) با استفاده از فناوری های نوین پردازش دیجیتال کوشش می نمایند کیفیت این ضبط های قدیمی را بهبود ببخشند. آن ها با حذف نویزهای محیطی و اصلاح نوسانات سرعت چرخش دیسک ها، سعی دارند فرکانس های واقعی صدای آلساندرو مورسکی را بازسازی نمایند. این تحلیل های صوتی نشان می دهند که تکنیک vibrato و کنترل رزونانس در صدای او با تمام خوانندگان زن یا مرد امروزی تفاوت های بنیادی و ساختاری داشته است.
مقایسه صدای مورسکی با خوانندگان امروزی کنترتنور (Countertenor) که با تکنیک فالستو (Falsetto) در دامنه صوتی زیر می خوانند، نشان دهنده تفاوت حجم و توان خروجی حنجره است.
کنترتنورها با استفاده از تکنیک های مدرن حنجره صدای زیر فراوری می نمایند، در حالی که حنجره مورسکی به صورت فیزیکی در حالت بچه هاه به جای مانده بود. این آنالیز های علمی ارزش تاریخی تنها سند صوتی به جای مانده از این رده صوتی منقرض شده را به خوبی اثبات می نماید.
کارنامه شغلی و میراث باقیمانده از فرشته رم
بازنشستگی مورسکی در سال 1913 میلادی نقطه انتهای بر حضور خوانندگان اخته شده در کلیسای واتیکان و عرصه هنر بود. او به جای مانده عمر خود را در تنهایی و دوری از صحنه های بزرگ سپری کرد و در سال 1922 درگذشت. میراث او مجموعه کوچکی از ضبط های صوتی است که امروز در آرشیوهای ملی و موسیقایی دنیا نگهداری می شوند و یادآور قیمتی سنگین هستند که انسان ها برای فراوری یک صدای خاص در هنر پرداخت کردند.
آنالیز زندگی مورسکی نشان می دهد که هنر آوازخوانی در طول تاریخ چگونه تحت تأثیر باورهای اجتماعی، محدودیت های دینی و تحولات تکنولوژیک دگرگون شده است. داستان زندگی او نه تنها نقطه ای مهم در تاریخ موسیقی کلاسیک محسوب می گردد، بلکه یادآور مرزهای اخلاقی در هنر است. امروزه صدایی که از دل آن صفحات قدیمی شنیده می گردد، صدایی پر از رنج و در عین حال شاهکاری اثرگذار از یک دوران سپری شده است.
منبع: یک پزشک